عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از مَلاحده، لَعَنَهُمُ اللهُ عَلیٰ حِدَةٍ، و به حجّت با او بس نیامد؛ سپر بینداخت و برگشت. کسی گفتش: تو را با چندین فضل و ادب که داری، با بیدینی حجّت نماند؟ گفت: علمِ من قرآن است و حدیث و گفتارِ مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمیشنود؛ مرا شنیدنِ کفرِ او به چه کار میآید؟
دربارهٔ این سروده
عالمی معتبر در مناظرهای با یکی از ملاحدهها به نتیجهای نرسید و تصمیم به ترک مناظره گرفت. وقتی فردی از او پرسید که با توجه به فضائل و علومش چرا نتوانست با بیدینی مقابله کند، او پاسخ داد که علمش بر اساس قرآن، حدیث و اقوال مشایخ است و فرد بیدین به اینها اعتقادی ندارد. او اعتقاد داشت که گفتن حقیقت به کسی که به آن گوش نمیدهد، بیفایده است. در نهایت، عالم به این نتیجه رسید که وقتی کسی به اساس ایمان توجهی ندارد، بهتر است با او بحث نکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن کس که به قرآن و خبر زو نرهی
آن است جوابش که: جوابش ندهی