باب چهارم در فواید خاموشی

حکایت شمارهٔ ۳

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جوانی خردمند از فنونِ فضایل حظّی وافر داشت و طبعی نافر. چندان که در محافلِ دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی. باری پدرش گفت: ای پسر! تو نیز آنچه دانی، بگوی. گفت: ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.

۲

نشنیدی که صوفی‌یی می‌کوفت

زیرِ نعلینِ خویش میخی چند؟

۳

آستینش گرفت سرهنگی

که: بیا نعل بر ستورم بند

بازگشت به سروده‌های سعدی