دزدی گدایی را گفت: شرم نداری که دست از برایِ جوی سیم پیشِ هر لَئیم دراز میکنی؟
دربارهٔ این سروده
این حکایت درباره مکالمه یک دزد و یک گداست که یکدیگر را سرزنش میکنند. دزد، گدا را برای خفّت و خواری سرزنش میکند و گدا، از عاقبت شوم و خطرناک دزدی میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفت:
دست دراز از پیِ یک حبّه سیم
به که بِبُرَّند به دانگی و نیم