هم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی هلاک شد. طایفهای برسیدند و درمها دیدند پیشِ رویش نهاده و بر خاک نبشته:
دربارهٔ این سروده
در متن آمده است که مسافری در بیابان گم شده و با تمام تلاشش نتوانسته راهی پیدا کند و در نهایت به شدت در خطر هلاکت قرار میگیرد. طایفهای به او رسیده و درمهایی (پول) را در مقابلش میبینند که بر زمین گذاشته شده است. در ادامه به این نکته اشاره میشود که فردی که در بیابان به شدت گرسنه و فقیر است، حتی اگر تمام ثروت دنیا را داشته باشد، نمیتواند گام بردارد و زندگیاش ارزشمندتر از ثروت خالی است. شلغم پخته برای او بهتر از نقرهی بیارزش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر همه زَرِّ جعفرى دارد
مَردِ بىتوشه برنگیرد گام
در بیابان فقیرِ سوخته را
شلغمِ پخته بِه که نقرهٔ خام