طایفهٔ رندان به خلافِ درویشی به در آمدند و سخنان ناسزا گفتند و بزدند و برنجانیدند.
دربارهٔ این سروده
در این متن، طایفه رندان به انتقاد از درویشی میپردازند و کارهایی ناشایست انجام میدهند. یکی از درویشان از بیصبری خود شکایت میکند و به پیر طریقت مراجعه میکند. پیر به او میگوید که درویشان باید در برابر ناگواریها صبور باشند و اگر کسی نتواند این تحمل را داشته باشد، شایسته این خرقه نیست. او تأکید میکند که عارف واقعی در برابر مشکلات نباید به آسانی بیتابی کند و باید در برابر سختیها صبر کند تا به عفو و بخشش برسد. در انتها، پیر به او میگوید که باید خود را به خاک بسپارد و تواضع کند قبل از اینکه به خاک برگردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکایت از بیطاقتی پیشِ پیرِ طریقت برد که چنین حالی رفت.
گفت: ای فرزند! خرقهٔ درویشان جامهٔ رضاست، هر که در این کسوت تحمّلِ بیمرادی نکند مدّعی است و خرقه بر او حرام.
دریایِ فراوان نشود تیره به سنگ
عارف که برنجد تُنُکآب است هنوز
گر گزندت رسد، تحمل کن
که به عفو از گناه پاک شوی
ای برادر، چو خاک خواهیشد،
خاک شو، پیش از آن که خاک شوی