عابدی را حکایت کنند که شبی ده مَن طعام بخوردی و تا سحر خَتْمی در نماز بکردی.
دربارهٔ این سروده
داستانی از یک عابد روایت شده که شبی ده من غذا خورد و تا صبح در نماز مشغول بود. یک انسان صاحب دل این را شنید و گفت: اگر او به جای این خوردن زیاد، نیم نانی میخورد و استراحت میکرد، از او بهتر بود. او اشاره میکند که دل باید از طعام خالی باشد تا بتواند نور معرفت را ببیند و اگر دل پر باشد، حکمت را نخواهد فهمید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی، بسیار از این فاضلتر بودی.
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نورِ معرفت بینی
تهی از حکمتی به علّتِ آن
که پُری از طعام تا بینی