باب دوم در اخلاق درویشان

حکایت شمارهٔ ۳

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عبدالقادرِ گیلانی را، رَحْمَةُ اللهِ عَلَیْهِ، دیدند در حرمِ کعبه روی بر حَصْبا نهاده، همی‌گفت: ای خداوند! ببخشای! وگر هرآینه مستوجب عقوبتم؛ در روزِ قیامتم نابینا برانگیز تا در رویِ نیکانْ شرمسار نشوم.

۲

روی بر خاکِ عجز، می‌گویم

هر سحرگه که باد می‌آید:

۳

«ای که هرگز فرامشت نکنم

هیچت از بنده یاد می‌آید؟»

بازگشت به سروده‌های سعدی