درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همیمالید و میگفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید.
دربارهٔ این سروده
شخصی در حال عبادت در کعبه بود و از خداوند خواستههایی میکرد. او به خدا میگفت که از گناهانش عذرخواهی میکند و میداند که عاصیان توبه میکنند و عارفان از عبادت خود استغفار مینمایند. او به خداوند اعلام کرد که به امید رحمت آمده و نه برای انتظار پاداش طاعت. سپس شخص دیگری را دید که در کنار در کعبه با اشک و ناله از خداوند میخواست که عفو و بخشش را شامل حال او کند و تنها درخواستش این بود که گناهانش مورد عفو قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عذرِ تقصیرِ خدمت، آوردم
که ندارم به طاعت استظهار
عاصیان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار
عابدان جزایِ طاعت خواهند و بازرگانان بهایِ بِضاعت، منِ بنده امید آوردهام نه طاعت و به دَرْیوزه آمدهام نه به تجارت.
اِصْنَعْ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ.
بر درِ کعبه سائلی دیدم
که همیگفت و میگرستی خَوش
مینگویم که طاعتم بپذیر
قلمِ عفو بر گناهم کش