باب اول در سیرت پادشاهان

حکایت شمارهٔ ۳۱

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همیکردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی‌زدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.

۲

بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.

۳

وزیران در نهانش گفتند: رایِ ملک را چه مزیّت دیدی بر فکرِ چندین حکیم؟

۴

گفت: به موجب آن که انجامِ کارها معلوم نیست و رایِ همگان در مشیّت است که صواب آید یا خطا، پس موافقتِ رایِ ملک اولی‌ٰتر است تا اگر خلافِ صواب آید، به علّت متابعت از مُعاتبَت ایمن باشم.

۵

خلافِ رایِ سلطان رای جُستن

به خونِ خویش باشد دست شستن

۶

اگر خود روز را گوید شب است این

بباید گفتن: آنک ماه و پروین!

بازگشت به سروده‌های سعدی