وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همیزدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.
دربارهٔ این سروده
این متن درباره نحوه برخورد با سلاطین و شاهان قدیم است. روزی در امر مهمی از امور کشور وزیران انوشیروان نظر میدهند و هر یک نظر متفاوتی دارد؛ بزرگمهر موافق نظر شاه رای میدهد وقتیکه علت را از او جویا میشوند او پاسخ میدهد برای حفظ جان باید با نظر شاه مخالفت نکرد. در پایان این حکایت، دو بیت با همین مضمون آورده شدهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.
وزیران در نهانش گفتند: رایِ ملک را چه مزیّت دیدی بر فکرِ چندین حکیم؟
گفت: به موجب آن که انجامِ کارها معلوم نیست و رایِ همگان در مشیّت است که صواب آید یا خطا، پس موافقتِ رایِ ملک اولیٰتر است تا اگر خلافِ صواب آید، به علّت متابعت از مُعاتبَت ایمن باشم.
خلافِ رایِ سلطان رای جُستن
به خونِ خویش باشد دست شستن
اگر خود روز را گوید شب است این
بباید گفتن: آنک ماه و پروین!