یکی از ملوکِ عرب شنیدم که متعلّقان را همیگفت: مرسومِ فلان را چندان که هست مُضاعَف کنید که مُلازِمِ درگاه است و مترصّدِ فرمان؛ و دیگر خدمتکاران به لَهْو و لَعِب مشغولاند و در اَدایِ خدمت مُتَهاوِن.
دربارهٔ این سروده
یکی از ملوک عرب دستور داد تا تعلقاتش را بیشتر کنند زیرا بسیاری از خدمتگزاران در حال خوشگذران هستند و در انجام وظایفشان سستی میکنند. فرد صاحب دلی که این موضوع را شنید، اظهار کرد که مراتب بندگان در درگاه خداوند نیز همین گونه است. او مثالی زد که اگر کسی در صبح زود به خدمت شاه بیاید، باید مورد لطف و توجه قرار گیرد، اما اگر کسی از فرمان دوری کند، به محرومیت دچار میشود. او نتیجهگیری کرد که هر کس که به راه راست پایبند باشد، در درگاه خداوند نیز مورد احترام است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صاحبدلی بشنید و فریاد و خروش از نِهادش بر آمد. پرسیدندش: چه دیدی؟ گفت: مراتبِ بندگان به درگاهِ خداوند، تَعالیٰ، همین مثال دارد.
دو بامداد اگر آید کسی به خدمتِ شاه
سِیُم، هرآینه در وی کند به لطف نگاه
مهتری در قبولِ فرمان است
ترکِ فرمان دلیلِ حِرمان است
هر که سیمایِ راستان دارد
سَرِ خدمت بر آستان دارد