سپاس و شکر بیپایان خدا را
برین نعمت که نعمت نیست ما را
در این متن شاعر به شکرگزاری از خداوند به خاطر نعمتها و برکات زندگی میپردازد و بیان میکند که برخی نعمتها برای دیگران میتواند مضر و موجب ظلم باشد. او به مقایسه خود با یک مورچۀ سختکوش اشاره میکند و میگوید که در مقابل زنبورانی که از او مینالند، قرار دارد. در نهایت، او به چالشهای زندگی و ناتوانیاش در قدردانی واقعی از نعمتها به خاطر ظلمهای اطرافش اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سپاس و شکر بیپایان خدا را
برین نعمت که نعمت نیست ما را
بسا مالا که بر مردم وبال است
مزید ظلم و تأکید ضلال است
مفاصل مُرتَخی و دست عاطل
به از سرپنجگی و زور باطل
من آن مورم که در پایم بمالند
نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم