این دغل دوستان که میبینی
مگساناند دور شیرینی
این شعر به توصیف دوستیهای ناپایدار و ظاهری میپردازد. شاعر به تشبیهی اشاره میکند که برخی افراد مانند مگسهایی هستند که دور شیرینی جمع میشوند و تا زمانی که منفعتی از دوستی به دست میآورند، در کنار میمانند. اما وقتی که اوضاع تغییر کند و شرایط به ضرر آنها شود، به راحتی از کنار شخص فاصله میگیرند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که این نوع دوستیها، معرفت و پنداری واقعی ندارند و تنها به دنبال منفعت خود هستند. در نهایت، تأکید میشود که در زمان خوشی و کامیابی، افراد مختلف از هر سو به سراغ فرد موفق میآیند، اما در سختیها، تنها افرادی که واقعاً Loyal هستند میمانند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این دغل دوستان که میبینی
مگساناند دور شیرینی
تا حُطامی که هست مینوشند
همچو زنبور بر تو میجوشند
باز وقتی که ده خراب شود
کیسه چون کاسهٔ رباب شود
ترک صحبت کنند و دلداری
معرفت خود نبود پنداری
بار دیگر که بخت باز آید
کامرانی ز در فراز آید
دوغبایی بپز که از چپ و راست
در وی افتند چون مگس در ماست
راست خواهی سگان بازارند
کاستخوان از تو دوستر دارند