یکی را دیدم اندر جایگاهی
که میکاوید قبر پادشاهی
شاعر شخصی را مشاهده میکند که در قبر یک پادشاه حفرهای میکند. او نمادین نشان میدهد که از خاک بارگاه پادشاهی میگیرد و اشکی از چشم میریزد. او نمیتواند بگوید که این فرد پادشاه است یا سرباز، زیرا آنچه میبیند تنها مشتی استخوان است. این تصویر نشاندهنده زوال و نابودی قدرت و ثروت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی را دیدم اندر جایگاهی
که میکاوید قبر پادشاهی
به دست از بارگاهش خاک میرفت
سرشک از دیده میبارید و میگفت
ندانم پادشه یا پاسبانی
همی بینم که مشتی استخوانی