یاران کجاوه، غم ندارند
از منقطعان کاروانی
در این شعر، شاعر به یاران خود اشاره دارد که در سفر و همراهی با کجاوه دلی از غم ندارند. او از ماه میخواهد که سرش را پایین بیاورد تا حال پیادگان را متوجه شود و به مشکلات آنها توجه کند. این ابیات به احساس تنهایی و دلتنگی افراد پیاده اشاره دارد و خواستار همدلی و توجه بیشتر به آنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاران کجاوه، غم ندارند
از منقطعان کاروانی
ای ماه محفه سر فرود آر
تا حال پیادگان بدانی