خلق در ملک خدای از همه جنسی باشد
حاکمان خرده نگیرند که ما رندانیم
در این ابیات، شاعر به توصیف وجود انسانها در جهان خدای میپردازد و میگوید که همه انسانها از یک جنس و نوع هستند. او از حاکمان نمیخواهد که به رند بودن و عیش و نوش مردم خرده بگیرند، زیرا اگر کسی در زندگی خود عملی دارد و به آینده امیدی بسته، او فقط در این ملک گدای خداوند است و جنبه تجارت و بازرگانی ندارد. در واقع، شاعر به تقوا و معانی معنوی اشاره دارد و نشان میدهد که زندگی رندانه نیز بخشی از واقعیت انسانهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خلق در ملک خدای از همه جنسی باشد
حاکمان خرده نگیرند که ما رندانیم
گر کسی را عملی هست و امیدی دارد
ما گداییم درین ملک نه بازرگانیم