ای که دانش به مردم آموزی
آنچه گویی به خَلق، خود بِنْیوش
این شعر دربارهی hypocrisy یا دوچهرگی انسانهاست. آن فردی که به دیگران علم و دانش آموزش میدهد، خود در اصلاح خویش ناتوان است و به عیوب دیگران پرداخته و خاموش میماند. در مثال، کسی که در بازار به قحبهها مینوازد، خود در حال آسیبزایی است در حالی که از آنها میخواهد آبرو و حجاب داشته باشند. در واقع، شاعر به تناقضهای رفتاری انسانها و ضرورت خودسازی قبل از قضاوت دیگران اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای که دانش به مردم آموزی
آنچه گویی به خَلق، خود بِنْیوش
خویشتن را علاج مینَکُنی
باری، از عیبِ دیگران، خاموش!
محتسب، کونبرهنه در بازار
قَحبه را میزند، که: روی بپوش!