گروهی از سر بیمغز بیخبر گویند
بریده به سر بدگوی تا نگوید راز
در این اشعار، شاعر به نقد افرادی میپردازد که بدون فکر و بدون اطلاع کافی سخن میگویند. او به این نکته اشاره میکند که اگرچه ممکن است برخی چیزها را بگویند و برش دارند، اما حقیقت این است که مشکلات و رازها همچنان وجود دارند و با سرکوب کردن، از بین نمیروند. در واقع، باید به موضوعات عمیقتر و واقعیتر توجه کرد و به سادگی از کنار آنها نگذشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گروهی از سر بیمغز بیخبر گویند
بریده به سر بدگوی تا نگوید راز
من این ندانم، دانم تأمل اولیتر
که تره نیست که چون برکنی بروید باز