حقیقتیست که دانا سرای عاریتی
ز بهر هشتن و پرداختن نفرماید
این شعر به واقعیت زندگی و سرای انسانی پرداخته است. شاعر میگوید که زندگی و دنیا فقط برای مدتی کوتاه و به صورت امانتی است و نباید به آن وابسته بود. انسانها باید در این دنیا به دنبال زیباییها و معنا باشند، زیرا در نهایت همه چیز از بین خواهد رفت. او تأکید میکند که خانه و زندگی باید با نیت خیر و احترام به اصول اخلاقی بنا شود، و از کسانی که به آن مکان پای میگذارند، انتظار دارد که با نیکویی و صفا زندگی کنند. در نهایت، سعدی نصیحت میکند که باید به ارزشهای انسانی پایبند بود و نسبت به دیگران احترام داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حقیقتیست که دانا سرای عاریتی
ز بهر هشتن و پرداختن نفرماید
من این مقام نه از بهر آن بنا کردم
که پنج روز بقا اعتماد را شاید
خلاف عهد زمان بیخلاف معلومست
که هیچ نوع نبخشد که باز نرباید
بلی به نیت آن تا چو رخت بربندم
به جای من دگری همچنین بیاساید
ازین قدر نگریزد که مرغ و ماهی را
به قدر خویش حقیر آشیانهای باید
سرای دام همایست نیکبختان را
بود که در همه عمرت یکی به دام آید
بسا کسا که گرش در به روی بگشایی
سعادت ابدت در به روی بگشاید
حلال نیست که صورت کنند بر دیوار
که رد شرع بود زو خلل بیفزاید
همین نصیحت سعدی به آب زر بنویس
که خانه را کس ازین خوبتر نیاراید