به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود
که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید
در این ابیات شاعر به خواجه (حاکم یا مقتدر) میگوید که اگر فرصتی باشد، او را از حالتی که در آن قرار دارد آگاه کند. خواجه به عنوان نگهبان نعمتها و منابع، با لطف و خلق نیکو خود باید باعث رشد و شکوفایی دیگران شود. شاعر اشاره میکند که هیچ شکوفهای در بوستان موجودات به دلیل غیبت این لطف نمیتواند شکوفا شود و در نهایت به ناکامی خود در دریافت خیر و لطف اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود
که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید
به لطف و خوی تو در بوستان موجودات
شکوفهای نشکفت و شمامهای ندمید
چنانکه سیرت آزادگان بود کرمی
به من رسید که کردی ولی به من نرسید