چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت
چه رنجها بکِشیدند و دیگری آسود
این شعر بیانگر نابرابریها و بیعدالتیهای زندگی است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که عدهای زحمت میکشند و گنجها و نعمتها را به دست میآورند، اما دیگران آن را برداشت میکنند و از آن بهرهمند میشوند. همچنین، به ناگزیری مرگ و سلطه آن بر زندگی اشاره میشود، که در نهایت همه انسانها باید با آن روبرو شوند. در واقع، نفس انسان در برابر مرگ بیارزش میشود و در لحظه آخر میفهمد که زندگی فقط نوعی گذر بوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت
چه رنجها بکِشیدند و دیگری آسود
به تازیانهی مرگ از سرش بهدر کردند
که سلطنت به سرِ تازیانه میفرمود
نَفَس که نَفْس بَر او تکیه میکُند، باد است
به وقتِ مرگ بداند که: باد میپیمود