امیر ما عسل از دست خلق مینخورد
که زهر در قدح انگبین تواند بود
شاعر در این بیت به امیر ما عسل اشاره میکند که از خوردن عسل کنارهگیری میکند، زیرا ممکن است در آن زهر نهفته باشد. او تعجب میکند که چرا امیر از زهر در عسل پرهیز میکند، در حالی که از تیر دلش که زهرآلود است، نمیپرهیزد. به طور کلی، شاعر به دوگانگی در انتخابهای انسانها پرداخته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امیر ما عسل از دست خلق مینخورد
که زهر در قدح انگبین تواند بود
عجب که در عسل از زهر میکند پرهیز
حذر نمیکند از تیر آه زهرآلود