قطعات

شمارهٔ ۵۱

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جُوشَن بیار و نیزه و بَرگُستوانِ وَرد

تا روی آفتاب، مُعَفَّر کُنَم به گَرد

۲

گَر بُردبار باشی و هُش‌یار و نیک‌مَرد

دشمن، گُمان بَرَد که بِتَرسیدی از نَبَرد

بازگشت به سروده‌های سعدی