جُوشَن بیار و نیزه و بَرگُستوانِ وَرد
تا روی آفتاب، مُعَفَّر کُنَم به گَرد
در این شعر شاعر به اهمیت آمادهسازی برای جنگ اشاره میکند و از خواننده میخواهد که به عنوان نماد شجاعت و قدرت، سلاحهایی چون جوشن، نیزه و برگستوان را آماده کند. او میگوید که با این کار میتواند دشمن را به وحشت بیندازد و اگر در نبرد صبور و باهوش باشد، دشمن احتمالاً فکر میکند که از روی ترس از مبارزه دوری میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جُوشَن بیار و نیزه و بَرگُستوانِ وَرد
تا روی آفتاب، مُعَفَّر کُنَم به گَرد
گَر بُردبار باشی و هُشیار و نیکمَرد
دشمن، گُمان بَرَد که بِتَرسیدی از نَبَرد