بیا که پرده برانداختم ز صورت حال
من آن نیم که سخن در غلاف خواهم گفت
این شعر به بیان راز و حقیقتی میپردازد. شاعر میگوید که پردهها را کنار زده و واقعیت را نشان داده است. او تاکید میکند که اگر طرف مقابل با مهربانی برخورد کند، درباره او به خوبی صحبت خواهد کرد، ولی اگر خلاف این عمل کند، او نیز از سخنگویی برعکس دریغ نخواهد کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیا که پرده برانداختم ز صورت حال
من آن نیم که سخن در غلاف خواهم گفت
دعای خیر تو گویم گرم نواخت کنی
وگر خلاف کنی بر خلاف خواهم گفت