قطعات

شمارهٔ ۴۰

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در حدود ری یکی دیوانه بود

سال و مه کردی به کوه و دشت گشت

۲

در بهار و دی به سالی یک دو بار

آمدی در قلب شهر از طرف دشت

۳

گفت ای آنان که تان آماده بود

گاه قرب و بعد این زرینه طشت

۴

توزی و کتان به گرما پنج و شش

قندز و قاقم به سرما هفت و هشت

۵

گر شما را بانوایی بد چه شد؟

ور مرا بینوایی بد چه گشت؟

۶

راحت هستی و رنج نیستی

بر شما بگذشت و بر ما هم گذشت

بازگشت به سروده‌های سعدی