در سرای به هم کرده از پس پرده
مباش غره که هیچ آفریده واقف نیست
در این ابیات، شاعر به ما میگوید که نباید به خوبیها و زیباییهای دنیای مادی دل خوش کرد، زیرا هیچ موجودی به واقعیتهای پنهانی و غیب آگاهی ندارد. او هشدار میدهد که باید از آنچه در دل و ذهن خود داریم بترسیم، زیرا علم به اسرار دنیا تنها در اختیار خداوند است و در نهایت، همه چیز یکسان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در سرای به هم کرده از پس پرده
مباش غره که هیچ آفریده واقف نیست
از آن بترس که مکنون غیب میداند
گرش بلند بخوانی وگر نهفته یکیست