کسی گفت عزت به مال اندرست
که دنیا و دین را درم یاورست
این شعر به بررسی مفهوم عزت و ارزش انسان از دیدگاه مادی و معنوی میپردازد. شاعر بیان میکند که عزت در مال و ثروت نیست، بلکه در داراییهای غیر مادی همچون دین و شرافت است. او تأکید میکند که قدرت و جاه، انسان را شایسته و محترم میسازد و بدون اینها، حتی اگر فرد ثروتمند باشد، احترام و مقامی نخواهد داشت. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که قناعت و رضایت از آنچه داریم، بهتر از وابستگی به ثروت و مال است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی گفت عزت به مال اندرست
که دنیا و دین را درم یاورست
چه مردی کند زور بازوی جاه؟
که بیمال، سلطان بیلشکرست
تهیدست با هیبت و بانگ و نام
زن زشتروی نکو چادرست
بدان مرغ ماند که بر جسم او
پر و ریش بسیار و خود لاغرست
دگر کس نگر تا جوابش چه داد
به جاهست اگر آدمی سرورست
مذلت برد مرد مجهول نام
وگر خود به مال آستانش زرست
خداوند را جاه باید نه مال
وگر مال خواهی به جاه اندرست
اگر راست خواهی ز سعدی شنو
قناعت از این هر دو نیکوترست