چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
که هر شبی را بیاختلاف روزی هست
در این ابیات، شاعر به ناپایداری و بیثباتی دولت و سرزمین اشاره میکند و بیان میدارد که شب و روز هرکدام به نحوی فراروی هم قرار دارند. او توصیه میکند که باید از فرصتها به خوبی استفاده کرد و دست به اقدام زد، زیرا اگر تلاشی نشود، ممکن است همه چیز تغییر کند و از دست برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
که هر شبی را بیاختلاف روزی هست
چو دست دست تو باشد دراز چندان کن
که دست دست تو باشد اگر بگردد دست