خبیثات

شمارهٔ ۴۸

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خوش بود عیش با شکر دهنی

ارغوان روی و یاسمن بدنی

۲

روز و شب هم‌سرای و هم‌دکّان

در دکان مرد و در سرای زنی

۳

گاه بر هم نهاده دست ادب

همچو سرو ایستاده در چمنی

۴

گه چنان تنگ خفته در آغوش

که دو تن را بس است پیرهنی

۵

میل در سرمه‌دان چنان شد سخت

که بن شمع در سر لگنی

۶

نیم‌گز خورده سیم‌تن تا ناف

وز منی در میان پای منی

۷

تخت زرّین خسروان را نیست

آن طراوت که پشت سیمتنی

۸

من به بوسی رضا دهم؟ هیهات

نادر است این سخن ز مثل منی

۹

زَخمه‌ای در میان هر دو سُرون

به که هفتاد بوسه بر دهنی

۱۰

سخن این است، دیگران را گوی

تا بگویند هر یکی سخنی

بازگشت به سروده‌های سعدی