ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۲۴

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چنان خوب رویی بدان دلربایی

دریغت نیاید به هر کس نمایی

۲

مرا مصلحت نیست لیکن همان به

که در پرده باشی و بیرون نیایی

۳

وفا را به عهد تو دشمن گرفتم

چو دیدم مرا فتنه تو بی‌وفایی

۴

چنین دور از خویش و بیگانه گشتم

که افتاد با تو مرا آشنایی

۵

اگر نه امید وصال تو بودی

ز دیده برون کردمی روشنایی

۶

نیاید تو را هیچ غم بی‌دل من

کسی دید خود عید بی‌روستایی

۷

من و غم ازین پس که دور از رخ تو

چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟

بازگشت به سروده‌های سعدی