من این نامه که اکنون مینویسم
به آب چشم پر خون مینویسم
این شعر بیانگر احساسات عمیق و غمانگیز نویسنده است که به معشوق خود مینویسد. او با اشکهایی پرخون نامهای به عشقش مینگارد و میگوید که این نامه از سوز و درد واقعی او سرچشمه نمیگیرد. نویسنده به عذرا و لیلی اشاره میکند و از حال خود و عشقش صحبت میکند. او از شنونده میخواهد که هرچند بهانهای ندارد، نوشتهاش را با محبت بپذیرد، هرچند که ممکن است کیفیت آن خوب نباشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من این نامه که اکنون مینویسم
به آب چشم پر خون مینویسم
ازین در بر نوشتم نامه لیکن
نه آن سوزست کاکنون مینویسم
به عذرا درد وامق مینمایم
به لیلی حال مجنون مینویسم
نگارا قصهٔ خود را به خدمت
نمیدانم که تا چون مینویسم
تو بپذیر، ارچه من عذری نیارم
تو خوش خوان، گرچه من دون مینویسم