ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خسرو من چون به بارگاه برآید

نعره و فریاد از سپاه برآید

۲

عاشق صادق ز خان و مان بگریزد

مرد توانگر ز مال و جاه برآید

۳

بر سر کویش نظاره کن که هزاران

یوسف مصری ز قعر چاه برآید

۴

صبح چنان صادق است در طلب او

کز هوس روی او پگاهبرآید

۵

صومعه داران چو........

از همگان وافضیحتاه برآید

۶

غمزهٔ او مست و.........

هر که برون آید از (پناه) برآید

۷

گر به مثل دیرتر ز خواب بخیزد

صبح در آن روز چاشتگاه برآید

۸

آینه گر عکس او ز دور ببیند

از دل سنگش هزار آه برآید

۹

مرده اگر یاد او کند به دل خاک

بر سر خاکش بسی گیاه برآید

۱۰

صبر کن ای دل.........

کار برآید چو سال و ماه برآید

۱۱

چون ز سرّ عشق او کنند گناهی

بوی عبادت از آن گناه برآید

۱۲

ای دل سعدی نه.........

سجده کن آنجا که.........

بازگشت به سروده‌های سعدی