خسرو من چون به بارگاه برآید
نعره و فریاد از سپاه برآید
این شعر در وصف عشق و شوق به محبوب است و بیانگر احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر به توصیف حال خود در مواجهه با محبوب میپردازد؛ حالتی که در آن همه چیز تحت تأثیر عشق او قرار میگیرد. سوگواری و شوق در وجود عاشق به وضوح حس میشود، به طوری که حتی غم و بیپناهی نیز نسبت به عشق او ارزش مییابد. شاعر در نهایت به دل خود توصیه میکند که به جای جستجوی عشق در مکانهای مختلف، باید در جایی که جمال محبوب نمایان است، سجده کند و از عشق او لذت ببرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خسرو من چون به بارگاه برآید
نعره و فریاد از سپاه برآید
عاشق صادق ز خان و مان بگریزد
مرد توانگر ز مال و جاه برآید
بر سر کویش نظاره کن که هزاران
یوسف مصری ز قعر چاه برآید
صبح چنان صادق است در طلب او
کز هوس روی او پگاه برآید
صومعه داران چو........
از همگان وافضیحتاه برآید
غمزهٔ او مست و.........
هر که برون آید از (پناه) برآید
گر به مثل دیرتر ز خواب بخیزد
صبح در آن روز چاشتگاه برآید
آینه گر عکس او ز دور ببیند
از دل سنگش هزار آه برآید
مرده اگر یاد او کند به دل خاک
بر سر خاکش بسی گیاه برآید
صبر کن ای دل.........
کار برآید چو سال و ماه برآید
چون ز سرّ عشق او کنند گناهی
بوی عبادت از آن گناه برآید
ای دل سعدی نه.........
سجده کن آنجا که.........