چشم تو طلسم جاودانست
یا فتنهٔ آخرالزمانست
این شعر به زیبایی و جذابیت چشم معشوق میپردازد و آن را به عنوان یک جاذبه و جادو توصیف میکند. شاعر از تاثیر چشمان معشوق بر دل و جانش سخن میگوید و میگوید که چشم او مانند چشم آهوان زیبا و فریبنده است. همچنین به غم و اندوهی اشاره دارد که عشق به او میآورد و از بوسههای او به عنوان بسیار ارزشمند یاد میکند. در نهایت، شاعر به خود میگوید که باید صبور باشد، حتی اگر دیگران به او توصیه میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم تو طلسم جاودانست
یا فتنهٔ آخرالزمانست
تا چشم بدی به زیر بنهد
دیگر به کرشمه در نهانست
ما را به کرشمه صید کردست
چشمت که چو چشم آهوانست
با لشکر غمزهٔ تو در شهر
( ... ) الامانست
پیکان خدنگ غمزهٔ تو
شک نیست که زهر بیکمانست
از لعل لب شکرفشانت
یک بوسه به صد هزار جانست
ارزان شده است بوسهٔ تو
ارزان چه بود که رایگانست
هستم همه ساله دست بر سر
چون پای فراق در میانست
گویند صبور باش سعدی
این کار به گفت دیگرانست