بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید
که هست در بر سیمین چون صنوبر او
شاعر در این ابیات به حسادت خود اشاره میکند. او احساس میکند که بر روی گلیمی سیاه نشسته و حسد او نسبت به کسی دیگر که در کنار شخصی زیبا و باارزش (مانند صنوبر) قرار دارد، مزید بر علت است. شاعر به نوعی حسرت میخورد و میگوید که گلیم او سیاه است و دور از آن زیبایی، در حالی که آن شخص در حال خوشگذرانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید
که هست در بر سیمین چون صنوبر او
گلیم بین که در آن بر، چه عیش میراند
سیه گلیمی من بین که دورم از بر او