مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب
این شعر درباره دلتنگی و عشق شاعر به دوستان و آشنایانش است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند متی آتش که به شیراز میآید و نسیم صبح، از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از صبری که به خاطر عشق نمیتواند تحمل کند، صحبت میکند و به ضرورت، صبر را شبیه به صبر ماهی در آب میداند؛ یعنی این صبر برای او ناممکن و دشوار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب
اگر چه صبرِ من از روی دوست ممکن نیست
همی کنم به ضرورت، چو صبرِ ماهی از آب