یا ملوک الجمال رفقا باسری
یا صحاة ارحموا تقلب سکری
این شعر از عواطف عمیق و عشق پرشور سخن میگوید. شاعر در آن از زیبایی معشوق خود و تأثیر آن بر احساساتش مینویسد و به شدت تحت تأثیر عشق و دلتنگی قرار دارد. او از درد جدایی و ناامیدی میگوید و اشاره میکند که حتی زیبایی طبیعت نیز نمیتواند غم او را تسکین دهد. در انتها، شاعر اظهار میکند که عشقش ادامه خواهد داشت و به نوعی به تقدیر الهی اشاره میکند که در ادامه زندگی او را دگرگون خواهد کرد. در مجموع، شعر به صورت عمیق و احساسی از عشق و رنج ناشی از آن سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا ملوک الجمال رفقا باسری
یا صحاة ارحموا تقلب سکری
قد غلبتم روائح المسک طیبا
و قهرتم محاسن الورد نشرا
کنسیم النعیم حیث حللتم
حل بالواردین روح و بشری
مقل علمت ببابل هارو ...
ت علی ان یعلم الناس سحرا
عاذلی کف عن ملامی فیهن
لقد جت بالنصیحة نکرا
ذر حدیثی و ما علی من الشو ...
ق اذا لم تحط بذلک خبرا
بت استجهل الصباة علی الحب
و اصحبت بالصبابة مغری
ترکتنی محاجر العین أغدو
هائما فی محاجر البید قفرا
انثر الدمع حین انظم شعری
فاتم الحدیث نظما و نثرا
جمرات الخدود احرقن قلبی
و تبقین فی الجوانح جمرا
انا لولا جنایة الطرف ماکا ...
ن فؤادی الضعیف یحمل وزرا
انما قصتی کوازرة کلفها
جور ظالم وزر اخری
عیل صبری علی حدیث غرام
لو حکیت الجبال ابکیت صخرا
وافتتانی بنحر کل غزال
نحرالناظرین بالوجد نحرا
برزوا والربی تظل تنادی
ما لهذا النسیم حمل عطرا
ابدا لا افیق من سکر عیشی
ان سقتنی من المراشف خمرا
ایها الظاعنون من حی لیلی
عجبا کیف تستطیعون صبرا
لک یا قاتلی من الحسن شطرا ...
ن و خلیت لابن یعقوب شطرا
دمت یا کعبة الجمال عزیزا
و بک الهائمون شعثا و غبرا
لادمی ان ترکت لهو حدیثی
فبای الحدیث اشرح صدرا
طل عمری تصابیا و لعمری
یحدث الله بعد ذلک امرا