یا ندیمی قم تنبه واسقنی واسق الندامی
خلنی اسهر لیلی و دع الناس نیاما
این شعر به بررسی عشق و احساسات عمیق انسانی میپردازد. شاعر از شکوه و مشکلات عشق صحبت میکند و به دنبال لذت و شادی در کنار معشوق خود است. او به دیگران میگوید که عشق واقعی را درک نکردهاند و زندگی در بیتوجهی به عشق را هدر دادن زمان میداند. او در عین حال از زیباییهای طبیعت و احساساتی که در دل دارد، سخن میگوید و به طرفداران عشق میآموزد که باید از هر لحظه استفاده کنند. صحبت از سرشت وجودی انسان و تاثیر عشق بر زندگی او در این شعر به وضوح حس میشود. شاعر اذعان میکند که عشق او را از خواب و آرامش دور کرده و نشان میدهد که حتی در مواجهه با انتقاد و ناملایمات، به دنبال عشق و احساساتش خواهد بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا ندیمی قم تنبه واسقنی واسق الندامی
خلنی اسهر لیلی و دع الناس نیاما
اسقیانی و هدیر الرعدقد ابکی الغماما
و شفاه الزهر تفتر منالضحک ابتساما
فی زمان سجع الطیر علیالغصن رخاما
و اوان کشف الورد من الوجه اللثما
ایها العاقل اف لبصیر یتعامی
فزبها من قبل ان یجعلک الدهر حطاما
قل لمن عیر اهل الحب بالجهل و لاما
لا عرفت الحب هیهات ولا ذقت الغراما
من تعدی زمن الفرصة بخلا واهتماما
ضیع العمر أیوما عاش او خمسین عاما
لاتلمنی فی غلام اودع القلب السقاما
مبداء الحب کم من سید اضحی غلاما
منتهی منیة قلبی شادن یسقی المداما
و علیالخضرة منثور و رند و خزامی
ذی دلال سلب القلب اذا قال کلاما
و جمال غلب الغصن اذا مال قواما
یا عذولی فنی الصبر الی کم والی ما
انا لا أعبؤ بالزجز ولا اخشی الملاما
ترک الحب علی مقلتی النوم حراما
و حوالی حبال الشوق خالفا و اماما
ما علی العاقل من لغوی اذا مروا کراما
لکن الجاهل ان خاطبنی قلت سلاما