حدائق روضات النعیم وطیبها
تضیق علی نفس یجور حبیبها
این متن شعری درباره عشق و حسرت از دوری محبوب است. شاعر به توصیف زیباییهای طبیعت و باغها میپردازد و از یادآوری لحظات وصال و شادیهایی که با معشوق داشته است، ابراز اشتیاق میکند. او به یاد میآورد که حتی با وجود فاصله، عشقش به محبوبش همچنان زنده و شعلهور است. شاعر همچنین به درد و غم ناشی از جدایی اشاره میکند و تأکید میکند که یادآوری خاطرات شیرین نمیتواند غم دوری را از بین ببرد. در نهایت، شاعر از دوری دیار محبوبش و اشکهایش برای یادآوری سعادتی که با او دارد، سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حدائق روضات النعیم وطیبها
تضیق علی نفس یجور حبیبها
فیالیت شعری ای ارض ترحلوا
و بینی و بین الحی بید اجوبها
ذکرت لیالی الوصل و اشتاق باطنی
فیا حبذا تلک اللیالی و طیبها
و مجلسنا یحکی منازل جنة
و فی ید حوراء المحلة کوبها
بقلبی هوی کالنمل یا صاح لم یزل
تقرض احشائی و یخفی دبیبها
فلا تحسبن البعد یورث سلوة
فنار غرامی لیس یطفی لهیبها
و جلباب عهدی لایرث جدیده
و روضة حبی لایجف رطیبها
سقی سحب الوسمی غیطان ارضکم
و ان لم یکن طوفان عینی ینوبها
منازل سلمی شوقتنی کابة
و ما ضر سلمی ان یحن کئیبها
بکت مقلة السعدی ما ذکرالحمی
واطیب ما یبکی ادیار غریبها