تعذر صمت الواجدین فصاحوا
و من صاح وجدا ما علیه جناح
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاطفی و عشقی خود میپردازد. او به غم و شوقی که در دل دارد اشاره میکند و از عشق و اشتیاق برای ملاقات محبوب سخن میگوید. شاعر به توصیف لحظات دلانگیزی میپردازد که در آن عاشقان در کنار هم هستند و شراب عشق مینوشند. او به سختیهایی که از عشق ناشی میشود نیز اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که عشق، حتی با تمام دردها و دشواریهایش، یک امر ضروری و زیباست. در نهایت، او عشق را همچون پرندهای تشبیه میکند که برای پرواز به سمت محبوبش، نیازمند بال و پر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تعذر صمت الواجدین فصاحوا
و من صاح وجدا ما علیه جناح
اسروا حدیث العشق ما امکن التقی
و ان غلب الشوق الشدید فباحوا
سری طیف من یجلو بطلعته الدجی
و سائر لیل المقبلین صباح
یطاف علیهم والخلیون نوم
و یسقون من کأس المدامع راح
سمحت بدنیائی و دینی و مهجتی
و نفسی و عقلی و السماح رباح
واقبح ما کان المکاره والاذی
اذا کان من عندالملاح ملاح
و لو لم یکن سمع المعانی لبعضنا
سماع الاغانی زخرف و مزاح
اصیح اشتیاقا کلما ذکرالحمی
و غایة جهد المستهام صیاح
ولابد من حی الحبیب زیارة
و ان رکزت بین الخیام رماح
هنالک دائی فرحتی، و منیتی
حیاتی، و موت الطالبین نجاح
یقولون لثم الغانیات محرم
اسفک دماء العاشقین مباح؟
الا انما السعدی مشتاق اهله
تشوق طیر، لم یطعه جناح