ای یار کجایی که در آغوش نهای
و امشب بر ما نشسته چون دوش نهای
در این شعر شاعر به یاری محبوب خود خطاب میکند و از او میپرسد که کجاست و چرا در آغوشش نیست. او شب را به یاد او میگذراند و با وجود اینکه محبوب دور از اوست، همچنان او را فراموش نکرده و در دلش حضوری دائمی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای یار کجایی که در آغوش نهای
و امشب بر ما نشسته چون دوش نهای
ای سرو روان و راحت نفس و روان
هر چند که غایبی فراموش نهای