تا دل ز مراعات جهان برکندم
صد نعمت را به منتی نپسندم
شاعر در این ابیات نشان میدهد که پس از جدا شدن از نگرانیهای دنیوی، دیگر هیچ نعمت و امتیازی را نمیپذیرد. او با وجود تازگی و شوقی که دارد، به جهان کهنه میخندد و از آن فاصله میگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا دل ز مراعات جهان برکندم
صد نعمت را به منتی نپسندم
هر چند که نو آمدهام از سر ذوق
بر کهنه جهان چون گل نو میخندم