رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بوی بغلت می‌رود از پارس به کیش

همسایه به جان آمد و بیگانه و خویش

۲

و استاد تو را از بغل گنده خویش

بوی تو چو مشک و زعفران باشد پیش

بازگشت به سروده‌های سعدی