به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
که از صروف زمان در امان حق بادی
شاعر با خوشامدگویی به یک شخصیت بزرگ، از آرامش و آزادیای که به ارمغان آورده، سخن میگوید. او بیان میکند که حضور این شخصیت باعث شادی و خوشبختی مردم شده و هیچ ظلمی نمیتواند به آنها آسیب بزند. همچنین، شاعر به برتری بندگان خدا که به دیگران آزادی میدهند، اشاره میکند و بهشت را با آرامش و نعمتش توصیف میکند، اما تأکید میکند که بهترین متاع، خود این شخصیت است. او همچنین دعا میکند که این شخصیت سلامت دنیا و آخرت را داشته باشد و نام نیکش بر سر زمین باقی بماند. در نهایت، او از خشنودی خداوند از این شخصیت و تأثیر او بر مردم سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
که از صروف زمان در امان حق بادی
به اتفاق همایون و طلعت میمون
دری ز شادی بر روی خلق بگشادی
به هر مقام که پای مبارکت برسد
زمانه را نرسد دست جور و بیدادی
بزرگ پیش خداوند بندهای باشد
که بندگان خدایش کنند آزادی
بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم
جز آن متاع نیابی که خود فرستادی
تو را سلامت دنیا و آخرت باشد
که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی
دعای زندهدلانت بلا بگرداند
غم رعیت و درویش بردهد شادی
خدای عزوجل از تو بنده خشنودست
وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی
ملوک روی زمین بر سواد منشورت
نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی