شکر و فضل خدای عزوجل
که امیر بزرگوار اجل
در این شعر، شاعر به ستایش خداوند متعال و امیر بزرگوار میپردازد. او با اشاره به شرافت خاندان و قدرت و دولت امیر، به اهمیت علم و معرفت اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که لذتهای دنیوی بیارزشاند و در نهایت به نام زشت و مشکلاتی چون جنگ و جدل منجر میشوند. شاعر دعوت میکند که به نعمتهای آسمانی و زندگی خوب در آخرت فکر کنیم و بر این باور است که انسانها باید به کارهای نیک و ارزشمند بپردازند. در ادامه، او اشاره میکند که برآمدن از مشکلات و خطاها در دست خداوند است و فرد باید با درک این حقیقت، به تلاش خود ادامه دهد. او با دعا برای امیر، بر اهمیت دوستی و دوری از دشمنی تأکید میکند و میخواهد که امیر در زندگی خود پیروز باشد و از شر دشمنان حفظ شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکر و فضل خدای عزوجل
که امیر بزرگوار اجل
شرف خاندان و دولت و ملک
خانه تحویل کرد و جامه بدل
دیوش از راه معرفت میبرد
ملکش بانگ زد که لاتفعل
نیکبختان به راحت ماضی
نفروشند عیش مستقبل
حاصل لهو ولعب دنیا چیست؟
نام زشت و خمار و جنگ و جدل
جای دیگر نعیم بار خدای
چشمهٔ سلسبیل زند منبل
نه تو بازآمدی که بازآورد
حسن توفیقت از خطا و زلل
غرقه را تا یکی نگیرد دست
نتواند برآمدن ز وحل
تا نگویی اناالذی یسعی
ای برادر هوالذی یقبل
بندگان سرکشند و بازآرد
دست اقبلا سیف دین و دول
همه شمعند پیش این خورشید
همه پروانه گرد این مشعل
لاجرم چون ستاره راست بود
نتواند که کژ رود جدول
فکر من چیست پیش همت او؟
نخل کوته بود به پای جبل
زحل و مشتری چنان نگرند
پایهٔ قدرت ای بزرگ محل
که یکی از زمین نگاه کند
به تأمل به مشتری و زحل
سعدیا قصه ختم کن به دعا
ان خیرالکلام قل و دل
دوستانت چو بوستان بادند
دشمنانت چو بیخ مستأصل
همه کامی و دولتی داری
چه دعا گویم ای امیر اجل؟
دشمنت خود مباد و گر باشد
دیده بردوخته به تیر اجل