کسی که او نظر مهر در زمانه کند
چنان سزد که همه کار عاقلانه کند
این شعر به بیان نکاتی درباره زندگی عاقلانه و رفتار درست در این جهان میپردازد. شاعر به اهمیت قناعت و مروت تأکید میکند و میگوید زندگی باید بر اساس شادی و خوشی سپری شود. همچنین، او به حفظ زبان و احتیاط در گفتار اشاره دارد و یادآوری میکند که زمانه تغییرپذیر است و بنابراین نباید به آن تکیه کرد. شاعر تشویق میکند که از زندگی لذت ببریم و به فکر آینده نباشیم، زیرا چرخ عمر ممکن است بر اساس ناپایداریها بچرخد. در نهایت، او به اهمیت دانش و همکاری برای رسیدن به سعادت در این دنیا و آن دنیا میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی که او نظر مهر در زمانه کند
چنان سزد که همه کار عاقلانه کند
هر آنچه خاطر موری ازو بیازارد
اگرچه آب حیاتست از آن کرانه کند
قناعتست و مروت نشان آزادی
نخست خانهٔ دل وقف این دوگانه کند
چو نیک و بد به سر آید جهان همان بهتر
که زندگی همه بر طبع شادمانه کند
زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه میدار
که شمع، هستی خود در سر زبانه کند
درین سرای که اول ز آخرش عدمست
به خلق خوش طلب عمر جاودانه کند
زمانه را چو شناسی که چیست عادت او
روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟
به نقد خوش خور و خوش نوش و نام نیک اندوز
که عاقل از پی یک نوش صد بهانه کند
مخور غمی که به فردا چگونه خواهد بود
که چرخ عمر تو ضایع برین ترانه کند
اگرچه عالم خاکی نیرزد اندر راه
برای تیر نظر عاقلی نشانه کند
ز گوشهای به جهان ناکوتر تر نبود
که تا وظایف طاعات ازو دانه کند
کسی که صحبت سعدی طلب کند در دهر
سعادت دو جهانی طلب چرا نه کند
اگرچه کار عمارت طریق دانش نیست
علی الخصوص کسی کاندرین زمانه کند
بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور
کسی که از پی مسکن اساس خانه کند
که گرچه مرغ توکل کند به دانه و آب
به دست خود ز برای خود آشیانه کند