ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
در این شعر، شاعر به اهمیت خودآگاهی و توجه به رفتارهای خود اشاره میکند. او به افراد یادآوری میکند که وقتی به جای خود ننشسته و با دیگران درگیر میشوند، تنها خود را به دردسری دامن میزنند. دشمنیِ نادانانه با دیگران و نادیده گرفتن خطاهای خود نتیجهای جز آسیب به خود ندارد. شاعر همچنین به بیتوجهی به پیامدهای اعمال تاکید میکند و میگوید که بهتر است به جای شنیدن نداهای دیگران، به نقاط ضعف و اشتباهات خود بیندیشیم. در پایان، توصیه میکند که ابتدا باید رضایت خداوند را در نظر بگیریم و بعد به فکر خواستههای خود باشیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخرد
با نفس خود کند به مراد و هوای خویش
از دست دیگران چه شکایت کند کسی
سیلی به دست خویش زند بر قفای خویش
دزد از جفای شحنه چه فریاد میکند
گو گردنت نمیزند الا جفای خویش
خونت برای قالی سلطان بریختند
ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش
گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق
بهتر ز دیدهای که نبیند خطای خویش
چاه است و راه و دیدهٔ بینا و آفتاب
تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش
چندین چراغ دارد و بیراه میرود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
با دیگران بگوی که ظالم به چه فتاد
تا چاه دیگران نکنند از برای خویش
گر گوش دل به گفتهٔ سعدی کند کسی
اول رضای حق طلبد پس رضای خویش