شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
این شعر درباره اهمیت صفات انسانی و روحانی است. شاعر بیان میکند که شرف نفس به بخشندگی و کرامت به سجده و عبادت است. او توصیه میکند که کسی که نعمتها را دارد، نباید فریب آنها را بخورد، زیرا جاودانگی در این دنیا ممکن نیست. همچنین، فردی که در فقر و پریشانی قرار دارد، باید صبر کند چون وضعیتش به زودی تغییر خواهد کرد. شاعر اشاره میکند که هر جا که قدم میگذاریم، آن مکانها نیز هویت خاصی دارند و حتی مکانهای تاریخی همچون خاک مصر هیچ ارزشی بالاتر از آنچه هستند ندارند. در نهایت، او بر اهمیت ایمان، دعا و عبودیت تأکید کرده و میگوید که رحمت و کرم خداوند بیپایان است و هیچ درخواستکنندهای از درگاه او ناامید نمیشود. پند آخر این است که کلید دریافت نعمتها در دست انسانهای شایسته و حقیقتجو است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش
که محال است در این مرحله امکان خلود
وی که در شدت فقری و پریشانی حال
صبر کن کاین دو سه روزی به سر آید معدود
خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش
که عیون است و جفون است و خدود است و قدود
این همان چشمهٔ خورشید جهان افروز است
که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود
خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان
خاک مصر است ولی بر سر فرعون و جنود
دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند
ای برادر که نه محسود بماند نه حسود
قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن
گرت ایمان درست است به روز موعود
دست حاجت که بری پیش خداوندی بر
که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود
از ثری تا به ثریا به عبودیت او
همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود
کرمش نامتناهی، نعمش بیپایان
هیچ خواهنده از این در نرود بی مقصود
پند سعدی که کلید در گنج سعد است
نتواند که به جای آورد الا مسعود