هر که هر بامداد پیش کسیست
هر شبانگاه در سرش هوسیست
این متن بیانگر این است که انسانها در زندگی روزمره با دیگران روابطی گذرا و ناپایدار دارند. در آغاز روز ممکن است نزد فردی باشند و در شب به دیگری گرایش پیدا کنند. شاعر به ما میآموزد که نباید به وفاداری این افراد دل ببندیم، زیرا مانند زنبور عسل که به دنبال طعمه است، آنها نیز به دنبال منافع خود هستند. این روابط بیمعنی و توخالیاند و در حقیقت، به دلیل عدم صداقت و ثبات در کردارشان، نمیتوان به آنها اعتماد کرد. بنابراین، بهتر است نسبت به چنین افرادی بیتوجه باشیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که هر بامداد پیش کسیست
هر شبانگاه در سرش هوسیست
دل منه بر وفای صحبت او
کآنچنان را حریف چون تو بسیست
مهربانی و دوستی ورزد
تا تو را مکنتی و دسترسیست
گوید اندر جهان تویی امروز
گر مرا مونسی و همنفسیست
باز با دیگری همین گوید
کاین جهان بی تو بر دلم قفسیست
همچو زنبور در به در پویان
هر کجا طعمهای بود مگسیست
همه دعوی و فارغ از معنی
راست گویی میان تهی جرسیست
پیش آن ذم این کند که خریست
نزد این عیب آن کند که خسیست
هر کجا بینی این چنین کس را
التفاتش مکن که هیچ کسیست