غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

فلک با بخت من دائم به کین است

که با من بخت و دوران هم به کین است

۲

گهم خواند جهان گاهی براند

جهان گاهی چنان گاهی چنین است

۳

که می‌داند که خشت هر سرایی

کدامین سروقد نازنین است

۴

ز خاک شاهدی روییده باشد

به هر بستان که برگ یاسمین است

۵

وفایی گر نمی‌یابی ز یاری

مده دل گر نگارستان چین است

۶

وفاداری مجوی از دهر خونخوار

وفایی از کسی جو که امین است

۷

ندارد سعدیا دنیا وقاری

به نزد آن کسی کاو راه بین است

بازگشت به سروده‌های سعدی