یکی غله مرداد مه توده کرد
ز تیمار دی خاطر آسوده کرد
در این شعر، سخن از بدبختی و عواقب اعمال نادرست است. فردی در مرداد ماه به خاطر بیتوجهی و مستی آتش به خرمن خود میزند و نتیجهای جز نابودی نمیبیند. روز بعد، زمانی که متوجه خرمن سوختهاش میشود، ناامید و سرگردان است. دیگران به او نصیحت میکنند که اگر نمیخواهد در چنین وضعیت بدی باقی بماند، نباید به بیمنطقی و افسردگی دچار شود. در نهایت، به او توصیه میشود که قبل از اینکه عواقب کارهایش دامنگیرش شود، از غفلت بیدار شود و هوشیار باشد، چون ممکن است فردا دیگر فرصتی نباشد. این شعر هشدار میدهد که باید مراقب اعمال خود بود و از پیامدهای آنها آگاه بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی غله مرداد مه توده کرد
ز تیمار دی خاطر آسوده کرد
شبی مست شد و آتشی برفروخت
نگون بخت کالیوه، خرمن بسوخت
دگر روز در خوشه چینی نشست
که یک جو ز خرمن نماندش به دست
چو سرگشته دیدند درویش را
یکی گفت پروردهٔ خویش را
نخواهی که باشی چنین تیره روز
به دیوانگی خرمن خود مسوز
گر از دست شد عمرت اندر بدی
تو آنی که در خرمن آتش زدی
فضیحت بود خوشه اندوختن
پس از خرمن خویشتن سوختن
مکن جان من، تخم دین ورز و داد
مده خرمن نیکنامی به باد
چو برگشته بختی در افتد به بند
از او نیکبختان بگیرند پند
تو پیش از عقوبت در عفو کوب
که سودی ندارد فغان زیر چوب
بر آر از گریبان غفلت سرت
که فردا نماند خجل در برت