باب هشتم در شکر بر عافیت

بخش ۹ - حکایت

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

برهنه تنی یک درم وام کرد

تن خویش را کسوتی خام کرد

۲

بنالید کای طالع بدلگام

به گرما بپختم در این زیر خام

۳

چو ناپخته آمد ز سختی به جوش

یکی گفتش از چاه زندان: «خموش

۴

به جای آور، ای خام، شکر خدای

که چون ما نه‌ای خام بر دست و پای

بازگشت به سروده‌های سعدی